تبليغاتX
عشق من و تو




زندگی

 

تو زندگي لحظه هايي هست که احساس مي کني دلت واسه يکي تنگ شده اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني.
وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده .

دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه.
اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه خوابي رو ببين که آرزوشو داري
اونجايي برو که دلت مي خواد بري اوني باش که دلت مي خواد باشي چون تو فقط يه بار زندگي مي کني.
و فقط يه فرصت واسه انجام تمام کارهايي که دلت مي خواد انجام بدي داري.
بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه اونقدر تجربه که قويت کنه اونقدر غم که انسان نگهت داره و اونقدر اميد که شادت کنه.
روشنترين آينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه تو نميتوني تو زندگي پيشرفت کني مگه اينکه اجازه بدي خطاها و رنجهاي روحي گذشتت از ذهنت بره.

 

 


موضوع :
| +| نوشته شده در 86/03/28 و ساعت 14 توسط نادیا |


تولد

تولدم مبارک باشه

تولد تولد تولدم مبارک

 بیا شمع ها رو فوت کن تا ۱۰ سال زنده باشم

 


موضوع :
| +| نوشته شده در 86/03/14 و ساعت 23 توسط نادیا |


خدا

از کجا شروع کنم؟

برای گفتن داستانی که نهایت بزرگی عشق را نشان می دهد

داستانی شیرین از عشق که عمرش از دریاها نیز بیشتر است

حقیقتی ساده درباره عشقی که او به من هدیه داد

از کجا شروع کنم؟

با اولین سلامش معنای جدیدی به جهان پوچ من داد

که در آن هیچ تکرار و علاقه دیگری نبود

او به زندگی من پا گذاشت و آنرا شیرین کرد

او قلب مرا پر کرد

او قلب مرا توسط چیز های خوبی پر کرد

با آواز فرشته ها با تصوراتی حاصل از اشتیاق و علاقه زیاد

او روح مرا با انبوهی از عشق پر کرد

 و برای همین هر کجا که بروم تنها نخواهم ماند

با وجود همراهی او چه کسی تنها خواهد ماند؟

و هر وقت در جستجوی دستان او باشم او در کنار من است

چه مدت ممکن است از این عشق گذشته باشد؟

آیا میتوان عشق را توسط ساعات روز اندازه گرفت ؟

من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر میتوانم بگویم که

میدانم به آو احتیاج دارم تا زمانی که ستاره ها در آسمان میدرخشند

و او اونجاست


موضوع :
| +| نوشته شده در 86/03/06 و ساعت 20 توسط نادیا |