تبليغاتX
عشق من و تو




آسمان آبی

 

آسمان آبی است مگر شک داری؟

بگذار دنیا مرا نادیده بگیرد,بگذار زندگی کمر به قتلم ببندد,

بگذار آسمان بر سرم آوار شود,بگذار روزگار باز هم با من دشمنی کند,

آرزوهایم را به باد خزان بسپرد,دلم را بشکند و پایم را زنجیر کند...

ولی باز اوست که شکست خورده,من سهمم را از دنیا خواهم گرفت.

می گویند:"خواستن توانستن است"...

میگویند:"تنها کسی که نمی تواند نا امید است".

اما من خواسته ام و نتوانسته ام,مگر می شود کسی نخواهد زندگی کند؟

نخواهد برخیزد و بایستد؟

همه این نتوانستن های قدرتمند ناامیدی در پی دارد ولی من نا امید نیستم,

باز هم می گویم:"من از سلاله ی درختانم تنفس هوای مانده ملولم می کند...پرنده ای که مرده بود

به من پند داد"پرواز را به خاطر بسپار."

من از سلاله ی درختانم و درختان ایستاده می میرند,

من به میدان زندگی پشت نمی کنم,هرگز!!!

من سهمم را از زندگی خواهم گرفت,من می خواهم معجزه کنم,مگر نه اینکه خداوند معجزه را

به دستان برگزیدگانش جاری می سازد؟و مگر نه اینکه او مرا برگزیده برای این امتحان خطیر؟

پرواز بدون بال معجزه است و من می خواهم معجزه کنم...

 

حتی اگر روزی زندگی با تلخی هایش توانست مرابه زانو درآورد,

نخواهم گذاشت عجزم را ببیند...

پاهایم را تا زانو قطع می کنم,تا باز هم ایستاده باشم.

...معجزه یعنی من یعنی تو دوست همباورم,معجزه خواهیم کرد شک نکن!

آسمان آبی آبیست,مگرشک داری؟

زندگی سهم کمی نیست,مگر شک داری؟

در رگ زنده ی این هستی خواب آلود

باور معجزه جاریست,مگر شک داری

 


موضوع :
| +| نوشته شده در 87/01/03 و ساعت 0 توسط نادیا |